میدانیم که بسیاری از ندانستههای موجود پیرامون مواریث فرهنگیِ مادی و معنوی که بر اثر گذشت زمان، و یا عوامل دیگر پیشِ روی محققین قرار گرفته، در تعداد بیشماری از کتیبهها و اسناد خطی نهفته است و اهمیت فراوان آشکار ساختن اطلاعات گرانقدر مندرج در آنها بر کسی پوشیده نیست. چه بسا عدم شناخت یا نابودی این گونه از مدارک ارزشمند، موجب شود اطلاعاتی تعیینکننده و حیاتی در مورد آثار و رویدادهای تاریخی و یا شخصیتهای مهمِ تاریخی برای همیشه از دسترس پژوهشگران به دور مانده و برای همیشه هالهای از ابهام بر روی آنها سایه افکند و یا حتی موجب بروز تحریف و اشتباه در شناسایی برخی از شخصیتها و یا آثار تاریخی و راهیابی این اشتباهات به متون و مراجع تحقیقی گردد.
یکی از این اسناد شجرهنامهای است به شکل یک طومار که در اوایل قرن دهم هجری قمری نوشته شده و به سلسلۀ انساب نسل «حضرت امام علی بن حسین زینالعابدین(ع)» و عُرفایی که در مناطق مختلف داخل و خارج از مرزهای کنونی ایران مدفون هستند، پرداخته است.
این شجرهنامه حاوی اطلاعاتی سودمند در مورد برخی اماکن و آثار تاریخی و شناخت انساب شخصیتهای عرفانی و مذهبی است که در محدودۀ شهرستانهای کنونی نیشابور، سبزوار، جوین، شیروان و قوچان و برخی مناطقِ خارج از مرزهای کنونیِ ایران دفن شده اند. از جمله در این سند، شجرهنامه و محل دفن عارفی به نامِ «خواجه نجمالدّین الکُبری» پسر «خواجه کمالالدین الکُبری» در «قریۀ زیرآباد» از توابع «ولایت جوین» ذکر شده و با لقب «الکُبری» با شانزده واسطه به حضرت امام سجاد(ع)منسوب گردیده است. اکنون برجمقبرهای منسوب به شخصی به نام «خواجه نجمالدّین» در مجاورت روستای زیرآباد از توابع شهرستان جُوِین قرار دارد. شاید با بررسی فعالیت و رواج «فرقۀ کبرویه» در ولایت جوین در طول سدههای میانی اسلامی و تطبیق شواهد آن با فحوای این شجرهنامه، و با انجام پژوهشهای تکمیلی بعدی بتوان ابهامات موجود در مورد «خواجه نجم الدّین کبری»1 سر سلسله فرقه کبرویه از یک سو، و جایگاه و سلسله انساب «خواجه نجمالدّین الکبری» مذکور در این شجرهنامه را از سوی دیگر، برطرف کرد.
نکته قابل ذکر اینکه، تا کنون محل دقیق دفن خواجه نجمالدّین کبری معلوم نبود (لغتنامۀ دهخدا ذیل حرف «ن»). برخی اعتقاد دارند آرامگاه و مدفن وی در کهنه اورگنجِ ترکمنستان قرار دارد (آرتیومیف و اورمانوا، 1380: 64) که در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز به ثبت رسیده است.
شجرهنامه مزبور همانند تعداد زیادی از اسناد خطی که نزد توده مردم بر جای مانده است، تا چند سال قبل در اختیار یکی از اهالی روستای سکّه از توابع شهرستان شیروان2 بود که با پیگریهای مکرر نگارنده و آقای حسن زمانی مسئول وقت حراست اداره کل میراث فرهنگی استان خراسان، توسط سازمان مزبور خریداری و به مخزن موزۀ استان منتقل شد. محتوای شجرهنامه یاد شده مبتنی بر ذکر سلسله انساب نسل حضرت امام سجاد(ع) در منطقۀ نسبتأ وسیعی از خراسان است و ضمن آن برخی از شهرها، آبادیها و بناهای آرامگاهی، و انتساب آنها به شخصیتهای مذهبی و عرفانی منطقه ذکر شده است. اگرچه برخی از کلمات و اسامی مندرج در شجرهنامه مخدوش و ناخوانا شده اما شجره و نسل سادات و برخی از عرفا و ذکر محل دفن آنها در مناطق مختلف کاملاً واضح است و نکتۀ جالب اینکه نام تعدادی از اماکن تاریخی خراسان و اسامی معصومزادگان و عرفا و سلسلۀ نسب آنها ذکر شده است.
در این نوشتار پرسشهای عمده این است که؛ ابعاد تاریخی، جغرافیایی و فرهنگیِ اطلاعات مندرج در این شجرهنامه تا چه میزان میتواند به رفع ابهامات، شناخت فهرست اعلام جغرافیایی، تاریخی و اشخاص کمک کند و به طور کلی آیا میتوان با انجام بررسیهایِ تطبیقی باستان شناختی و مطالعۀ منابع و تحقیقاتِ مآخذ به نتایج مورد نظر دست یافت؟
خوانش و مطالعۀ اولیه بر روی این سند تاریخی و همچنین بررسیهای باستانشناسی و متون تاریخی نشان می که کاتب و ذینفعانِ این شجرهنامه بر انتساب اشخاص به اماکن جغرافیایی تأکید و نظر خاصی داشته اند که طی حدود پانصد سال با ادامۀ حاشیه نویسی توسط نسلهای بعد، ادامه یافته است.
بنا بر این اساسیترین یافتۀ این تحقیق را میتوان اینگونه عنوان نمود که؛ سندی تاریخی و قابل استناد جهت دستیابی به تعیین ماهیت و تشخیص هویت آثار، اماکن تاریخی و اعلام جغرافیایی در اختیار داریم که در این مقاله به بخشی از وجوه آن میپردازیم و انشاءا... در نوشتارهای بعدی به ابعاد دیگر آن خواهیم پرداخت.
مشخصات و متن شجرهنامه
شجرهنامه مذکور طوماری است از جنس کاغذ خطایی به طول 8 متر و 35 سانتیمتر و عرض 43 سانتیمتر شامل 96 سطر و اصلی و حاشیه نویسیهایی با تاریخهای متفاوت. سرفصل طومار با استفاده از رنگهای لاجوردی و شنگرف و فیروزهای و طلایی و با استفاده از نقوش ترنج، لچک ترنج، اسلیمی، و خطایی تذهیب شده و در قسمتهایی از آن به صورت حاشیه دو طرف طومار سطربندی شده که علت آن را شاید بتوان به دو گونه تعبیر کرد: نخست اینکه حاشیهها نیز جهت ادامۀ کار تذهیب سرفصل، مُسطّر (تسطیر) شده است. و دیگر اینکه کاتب با استفاده از این روش به با وجود طولانی شدن بیش از حد شجرهنامه، امکان استفاده از حاشیهها را به منظور ثبت و نگارش اسامی نسلهای بعدی فراهم کرده است که در این فقره این امر به واقعیت نزدیکتر است. زیرا در حاشیههای دو طرف و در قسمت فوقانی و در یک مورد در انتهای متن عباراتی با قلم نیمدانگ و یکدانگ کتابت شده و در تاریخهای متفاوت اسامی دیگری به شجرۀ انساب اضافه شده و در نهایت هر کدام جداگانه ممهور و صحّهگذاری شده اند.3
شجرهنامه به خط نسخِ تحریریِ عالی و به شیوۀ نیریزی با قلم دودانگ در 96 سطر به زبان عربی کتابت شده است. البته بعضی از سطرها و کلمات نیز با قلم سهدانگ نوشته شده که علت آن تأکید بیشتر کاتب بر محتوای آن سطر یا کلمه بوده است. در ادامه، متن کامل بازخوانیشدۀ شجرهنامه بدون حواشیِ آن عیناً بازنویسی و ارائه میگردد:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
«الحمدالله الذی خلق السموات و الارض و بقدرته و جعل البروجات و النجومات فی السموات بحکمته و ارسل عبد [...] ا بالهدایه الی عباده بعنایاته و کراماته و سلامه و صلواته علیه و علی اله ائمه المعصومین و اشرف بریاته فاما بعد قال خاتم الانب [الانبیا] و اشرف الملائکه اهل السموات والارض من کان واجیاً بطاعتی یوم القیمه فوجب له ان یکرم لذریتی فی الدنیا بنا لمصدق قول اشرف المرسلین وجب لاعتزاز و الاحترامه بنتایج سادات الذین اسامیهم مرقومه فی متن هذه الشجره لماذا انهم کانوا عن نسل اعلی جناب المستطاب [...] ابن الحسین سید الساجدین و زینالعابدین علیهما السلام فرواقه ذوالاشرفه فی فوق جبل الپاشان4 و قاتله مخدوم ابن جاذب السّمنانی لعنه الله علیه المراد من نتایج خواجه حسین الا[...] الحسین علیهما السلام یعنی سیّد حسن ابن سید محمد ابن سید محمود ابن میر شریف ابن سید کاظم الثالث ابن سید جعفر و مدفن سادات الثّمانیه فی جوار معصومین السبعه فی صفحه الجوین فی الکرزده و السید جعفر ابن سید جلالالدّین الثالث ابن سید جمالالدین الرابع ابن میرزا احمد الثالث ابن میرزا محمود الثانی ابن میرزا کاظم الثانی ابن میرزا اسدالله ابن میرزا قاسم الثانی ابن میرزا شمسالدین الثالث ابن میرزا الجمالالدین الثالث ابن میرزا علینقی الثانی و مدفن سادات العشره فی الارض الشادیاخ فی صفحه النیشابور فی جوار کثیر الانوار ابن علی ابن (الحسین) هما المحروق من جمله اخوان خواجه حسین الاصغر و میرزا علینقی الصغر ابن میرزا شمسالدین الثانی ابن میرزا جمالالدین الثالث ابن میرزا اسدالله الاول ابن میرزا توکل الثانی ابن امیر حاج الثانی ابن میرزا محمد الاول و مدفن سادات السبعه فی ارض الفرج فی جوار خواجه حسین اوسط ابن سید الساجدین و میرزا محمد الاول ابن میرزا توکل الاول ابن میرزا اسدالله الاول ابن میرزا امیر حاج الاول ابن میرزا جمال الثانی ابن میرزا جلالالدین الثانی ابن میرزا علینقی الثانی ابن میرزا عبدالجواد ابن میرزا رفیع ابن میرزا باقر الاول و مدفن سادات التسعه فی جوار خواجه حسین الاصغر فی فوق جبل الپاشان و میرزا باقر الاول ابن میرزا صادق ابن میرزا علینقی الاول ابن میرزا عبدالجواد الاول ابن میرزا عبدالرفیع ابن میرزا میر حاج الاول ابن میرزا حسن الاول و مدفن سادات السته فی جوار امام زاده نقی الهادی فی الارض الشیروان فی صفحه ملک الخبوشان فی السرود و المیرزا حسن الاول ابن خواجه شمسالدین الکبری ابن خواجه فخرالدین الکبری ابن خواجه نساءالدین الکبری ابن خواجه جمالالدین الکبری و مدفن سادات الربعه فی جوار الکثیر الانوار خواجه نجمالدین الکبری فی صفحه الجوین فی قریه یقال لها زیرآباد و النجمالدین کبری کان صاحب الریاضات و صاحب القنوات و صاحب المجدین یعنی مجد الشریعه و مجد الطریقه فخر العرفاء و مرجع الفقرا و هو ابن خواجه کمالالدین الکبری ابن خواجه جلالالدین الکبری ابن خواجه علاءالدین الکبری ابن خواجه عبدالعظیم الکبری و مدفن سادات الثلاثه فی بلده البیهق فی جوار یحیی ابن موسی الکاظم علیهما السلام و الخواجه عبدالعظیم ابن خواجه میر غیاثالدین الکبری و مدفن خواجه میر غیاثالدین فی الارض بایخیز الهزاره فهو صاحب المعجزات و صاحب عمامه الحجریّه من عالم الغیبه فهو ابن خواجه نظام الکبری ابن خواجه عبدالکریم الکبری ابن خواجه عبدالرحیم الکبری ابن خواجه عبدالحمید الکبری ابن خواجه عبدالمجید الکبری ابن خواجه عبدالبرهان الکبری و مدفن سادات السته فی الارض طیّبه المدینه فی جوار کثیر الانوار ابن امیرالمومنین امام الحسن المجتبی صلوات الله علیهما و خواجه عبدالبرهان ابن خواجه عبدالجلیل الکبری و کان صاحب الشجاعه المشهور بجنگی فرواقه فی مشرق جبل مارکوه فی مغرب جبل عاشق کوه فی محال سلطان میدان و خواجه عبدالجلیل الکبری مع عبدالله الاعرج اخوان فهما والدان ابوالسادات الحسیّنیون ابن علی بن الحسین و سید السّاجدین و زینالعابدین صلوات الله و سلامه علیه و علی ابائه ائمه الطّاهرین المعصومین قد تّمه تحریر هذه الشجره الشریفه السیاده فی یوم الخمسین فی عاشر شهر شعبان العظم و فی سنه عشرین و تسع مأته بعد هجره اشرف المرسلین و خاتم النبین صلوات الله سلامه علیه و علی اله اجمعین».
در لابلای عبارات این شجرهنامه اماکنی همانند «ارض شادیاخ»، «جوین»، «کرزده» (کُروژده)، «نیشابور»، «بیهق»، و تعداد زیادی از شخصیتهای معروف و غیر معروف مذهبی و عرفانی به رشتۀ تحریر درآمده که برخی از آنها میتوانند موضوع یک مقالۀ مستقل باشند. در این گفتار فقط 4 سطر از 96 سطر این طومار، بررسی شده است و بررسی سایر بخشهای آن به پژوهشهای آتی موکول میگردد.
بررسی تطبیقی محتوای شجرهنامه با اماکن تاریخی
همانگونه که اشاره شد اسناد مکتوب میتوانند بسیاری از مشکلات و ابهامات فرا روی پژوهشگران را بر طرف کنند و دریچههایی را به سوی تحقیقات گستردهتر و در نهایت کشف حقایق بگشایند. هدف این مقاله نیز روشن ساختن بخشی از این حقایق است.
این شجرهنامه علاوه بر اینکه نام نسلهای قبل و بعد بزرگان دینی و عرفانی منطقه را در خود دارد، میتواند به مثابه سندی موثق در مورد محل دفن آنان نیز مورد استناد قرار گیرد. از جمله در سطر 36 شجرهنامه محل دفن «سادات سبعه»، «صفحه الجوین فی الکرزده» گفته شده که دقیقاً با آرامگاه هفت معصوم واقع در روستای «کروژده» از توابع بخش جوین5 در حدود هفتاد کیلومتری شمال شهرستان سبزوار مطابقت دارد. این آرامگاه یکی از آثار معماری دورۀ تیموری است که پلانی هشتضلعی دارد و به صورت برجمقبره (توحیدی، 1356الف) در کنار یکی از شاخههای جادۀ ابریشم (پیرنیا و افسر، 1370: 107؛ لباف خانیکی، 1367) ساخته شده است.
در سطر 48 شجرهنامه مدفن سادات العشره در شادیاخ نیشابور و در کنار آرامگاه محمد المحروق ذکر شده و در همین جا محمد محروق یکی از برادران «حسین الاصغر» معرفی شده است.
سه اثر تاریخی مهم در منطقۀ نیشابور بر جای مانده که با متن شجرهنامه مطابقت دارد. یکی «شهر قدیم نیشابور» واقع در جنوب شرقی نیشابور فعلی است که مربوط به قبل از اسلام و قرون اولیۀ اسلامی تا قرن هفتم هجری و محوطۀ باستانی شادیاخ و بقایای یکی از محلات شهر قدیم نیشابور بوده و آرامگاه امامزاده محروق(ع) است. بر اساس شواهد موجود و متون تاریخی شادیاخ را عبدالله طاهر در سال 205ق پایهگذاری کرد و تا اواخر قرن هفتم هجری از رونق و اعتبار برخوردار بود.6
نکتهای که در اینجا جلب توجه میکند این است که آرامگاه امامزاده محمد محروق در محدودۀ محلۀ شادیاخ ذکر شده در صورتی که محوطۀ باستانیِ شادیاخ در فاصله حدوداً دو کیلومتری غرب آن قرار دارد. مگر اینکه بپذیریم پس از متروکه شدن محلۀ حاکم نشینِ شادیاخ که در اواخر قرن هفتم هجری به وقوع پیوسته است، مجدداً در قرون بعد به سمت شرق نقل مکان کرده و توسعه یافته و آرامگاه امامزاده محمد محروق در میانِ آن قرار گرفته است. شایان ذکر است که آرامگاه امامزاده محمد محروق در زمان شاه طهماسب صفوی به سبکی زیبا بر روی خرابههای آرامگاه قبلی احداث شده است (مولوی، بی تا: 297ـ 319).
«حسین الاصغر» مذکور در شجرهنامه فرزند حضرت زینالعابدین(ع) که جد اعلای بیشتر سادات سبزوار قلمداد میشود، آرامگاهی در کوههای سرولایت نیشابور موسوم به کوههای برزنون دارد که مردم منطقه سخت به آن اعتقاد دارند و همهروزه عدۀ زیادی به زیارت آن میروند (همان منبع: 422). این آرامگاه قسمتی از یک مجموعۀ تاریخی است که در قرن هفتم هجری احداث و در سالهای اخیر ابنیهای به آن الحاق شده و شکل و هیئت آن کاملاً دگرگون شده است.
در سطر 60 شجرهنامه محل دفن «السادات التسعه» در کنار خواجه حسین اصغر بر روی «جبل الپاشان» ذکر شده که بایستی نام سابق کوههای صعبالعبور مجموعۀ تاریخی مذهبی «شاهزاده حسین اصغر(ع)»باشد (توحیدی، 1356ب).
به نظر نگارنده نقطۀ عطف این شجرهنامه ـ علاوه بر ویژگیهای خاصی که دارد و شاید بتواند تحقیقات گستردهتری را به دنبال داشته باشد ـ ذکر محل دفن و ذکر انساب شخصی به نام «خواجه نجمالدین الکبری»است. در سطر 72 این شجرهنامه محل دفن وی بدین صورت نوشته شده است: «... و مدفن سادات الاربعه فی جوار کثیرالانوار خواجه نجمالدین الکبری فی صفحه الجوین فی قریه یقال لها زیرآباد...». در ادامه، شخصیت و جایگاه او بدین شکل معرفی گردیده است: «...و النّجمالدین الکبری کان صاحب الریاضات و صاحب القنوات و صاحب المجدین یعنی مجد الشریعه و مجد الطریقه فخر العرفاء و مرجع الفقرا و هو ابن خواجه کمالالدین الکبری ...». بنا براین، وی را میبایست سر سلسله و یکی از عرفای طراز اول منطه جوین قلمداد نمود که با خواجه نجمالدین کبری معروف متفاوت است. در توجیه ذکر سلسله انساب وی که همگی با لقب «کبری» عنوان شدهاند میتوان استنباط نمود که احتمالاً فرقهای دیگر از کبرویه و یا شاخهای از آن در منطقه جوین فعالیت داشتند.
نکتۀ در خور اهمیت اینکه در حال حاضر در روستای زیرآباد از توابع بخش جوین که در فاصلۀ حدوداً 85 کیلومتری شمال سبزوار قرار دارد، محوطۀ باستانی وسیعی به صورت تپههای کوچک و بزرگ وجود دارد. به استناد سفالهای موجود، این محوطه به قرون اولیۀ اسلامی تا قرن هفتم هجری تعلق دارد. تنها بنای بر جای مانده از این محوطۀ تاریخی، برجمقبرهای است با پلانی مربعشکل در بیرون و هشتضلعی در داخل که خود قسمتی از یک مجموعۀ معماری بوده است و از قدیمالایام به بقعه خواجه نجمالدین معروف بوده است.
گنبد این آرامگاه دو پوسته است و پوستۀ بیرونی (خود) آن مخروطی (رُک) است. بنا دارای سردابهایست که در زیر سکوی قبر و در زیر گنبد قرار دارد. شواهد و قراین موجود و سبک معماری بنا، تعلق آن را به قرن هفتم هجری به اثبات میرساند (بختیاری شهری، بی تا). مگر اینکه در پژوهشهای آینده مشخص شود که خواجه نجمالدین مدفون در روستای زیرآبادِ جوین که در شجرهنامه از او یاد شده و خواجه نجمالدین کبری معروف دو صوفی همنام و شاید مرید و مراد بوده اند.
حضور پیروان کبرویه و جانشینان «خواجه نجمالدین کبری خیوقی طامه الکبری» در جوین از یک سو و معرفی «خواجه نجمالدین الکبری»، «ابن خواجه کمالالدین الکبری» و ذکر مدفن وی در جوین سوالات متعددی را در ذهن متبادر میسازد. از جمله این سوالات؛ چگونگی ارتباط شخصیتی و موضوعی این دو شخص و فرقه کبرویه با یکدیگر که پاسخ به آنها در این پژوهش مختصر نمیگنجد.
شایان ذکر است؛ در متون تاریخی و تحقیقات انجام شده «سعدالدین حموی» یکی از شاگردان و مریدان خواجه نجمالدین کبری معرفی شده است که در روستای بحرآباد جوین متولد شد و در همانجا وفات یافت و به خاک سپرده شد (مولوی، 1347: 70ـ 95؛ لباف خانیکی، بی تا ب: 253؛). گفتنی است که روستای بحرآباد7 پس از سعدالدین حموی و تا مدتهای مدید پایگاه فعالیت طریقت کبرویه بود (زرینکوب، 1369: 117ـ 118).
نتیجهگیری
شجرهنامۀ شناسایی شده از روستای سکهشیروان از جمله اسناد خطیّ است که در ابعاد گوناگون میتواند در پژوهشهای باستان شناسی، تاریخی و نسب شناسی مورد بهره برداری و استناد قرار گیرد. این طومار خطی علاوه بر ویژگیهای تاریخی، فرهنگی و هنری، به عنوان سندی با ارزش پیرامون شناخت آثار و میراث فرهنگی خراسانِ فعلی و خراسان بزرگ قلمداد میشود. با توجه به گستردگی مطالب مذکور در این شجرهنامه، نگارنده در این مقاله تنها به تحلیل بخشی از اطلاعات آن پرداخته است و در پژوهشهای بعدی به ابعاد و بخشهای دیگر آن پرداخته خواهد شد. قصد نگارنده در این نوشتار کوتاه معرفی اجمال شخصیتها و اماکن تاریخی و جغرافیایی مذکور در این شجرهنامه، به منظور تحقیقات گستردهتر در پژوهشهای آتی است. از نتایج مهم این پژوهش، مکانیابی محل دفن برخی از شخصیتهای تاریخی، مذهبی و عرفانی و همچنین تشخیص و تعیین محدوده و مکان شهرها و روستاهای تاریخی است. محدودۀ عرصۀ تاریخی اماکنی نظیر «شادیاخ نیشابور» و «زیرآباد جوین»، تعیین موقعیت آرامگاه مشاهیر تاریخی و بقاع متبرکه مانند «بقعۀ امامزاده هفتمعصوم(ع)» و «بقعه امامزاده محروق(ع) » و شناسایی «خواجه نجمالدین الکُبری» و آرامگاه وی در زیرآباد جوین، و همچنین تفاوت احتمالی او با خواجه نجمالدین کبری ملقب به طامّه الکبری مؤسس سلسلۀ کبرویه، و همچنین احتمال وجود فرقهای از کبرویه در منطقه جوین از مهمترین نتایج حاصل این مرحله بررسی و پژوهش بر این سند تاریخی مهم است.
در خاتمه پیشنهاد میشود؛ این اثر ارزنده در فهرست آثار ملیِ تاریخی، فرهنگی منقول به ثبت برسد و امکانِ ادامه مطالعات و پژوهشهای لازم و کافی بر این سند فراهم گردد.
پینوشتها
[1]. الشیخ نجم الدین احمد بن عمر بن عبدالله الصوفی الخیوقی ملقب به طامّه الکبری مؤسس سلسلۀ کبرویه از مشاهیر عرفا و اکابر صوفیان قرن ششم و هفتم هجری است مزار او ناپدید است. برای اطلاعات بیشتر نک: زرینکوب عبدالحسین. 1373. ارزش میراث صوفیه. تهران: امیرکبیر، ص 218؛ معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر، ذیل «نجمالدّین»؛ لغتنامۀ دهخدا، ذیل «نجمالدّین»؛ زرینکوب، عبدالحسین. 1369. جستجو در تصوف ایران و دنباله جستجو در تصوف ایران. تهران: امیرکبیر؛ محسنی، منوچهر. 1364. تحقیق در احوال و آثار نجمالدین کبری. تهران: شرکت کتب ایران؛ مستوفی قزوینی، حمدالله. بی تا. تاریخ گزیده. به اهتمام ادوارد براون. تهران: دنیای کتاب؛ جامی نورالدین عبدالرحمان. 1375. نفحات الانس. تصحیح و تعلیق دکتر محمود عابدی. تهران: اطلاعات؛ مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. ذیل «نجمالدّین».
2. بدین وسیله از آقای سیدهاشم حسینی کارشناس و امین اموالِ میراث فرهنگی خراسان رضوی که پس از بازدید و بررسی شجرهنامه این اطلاعات را در اختیار نگارنده قرار دادند سپاسگزار ام.
3. روستای سکه در فاصله حدوداً 30 کیلومتری شرق شهرستان شیروان قرار دارد. این روستا کوهستانی است و تقریباً تمامی اهالی آن سیّد هستند.
4. در رسم الخط عربی چهار حرف فارسی از جمله حرف «پ» وجود ندارد و قاعدتأ نبایستی در متن این سند که به زبان عربی نوشته شده کلماتی با این حروف دیده شوند. در توجیه این موضوع و ذکر کلمۀ «جبل الپاشان» میتوان به عدم تسلّط و کفایتِ سوادِ خوشنویس و کاتبِ فارسزبانِ شجرهنامه به دستور زبان عربی، و همچنین لزوم رعایتِ ذکر کردن اسامی اماکن خاص به زبان اصلی اشاره کرد.
5. جوین در قدیم «گویان» خوانده میشد و در قرن هفتم هجری 189 آبادی متصل به هم داشته است (مولوی، 1347: 70 و 95). تا چند سال قبل جوین یکی از بخشهای شهرستان سبزوار بود و در حال حاضر به سطح شهرستان ارتقاء یافته است و همچون گذشته منطقهای بسیار حاصلخیز و آباد است.
6. بر اساس کاوشهای باستانشناسی در شادیاخ که از سال 1378 شمسی آغاز شده، بقایای معماری زیستگاهی و صنعتی جالب توجهی کشف شده که حکایت از رونق و آبادانی این مکان در طول چند صد سال مداوم دارند. لباف خانیکی، رجبعلی. بی تا. گزارش گمانه زنی شادیاخ نیشابور. آرشیو ادارۀ کل میراث فرهنگی خراسان رضوی (منتشرنشده).
7. بحرآباد یکی از روستاهای شهرستان جوین است و در فاصله حدوداً 80 کیلومتری شمال سبزوار و نزدیک روستای زیرآبادِ جوین قرار دارد. در کنار این روستا محوطهای تاریخی و آرامگاه مخروبۀ «سعدالدین حموی» بر جای مانده است.
8. این شجرهنامه پس از تفکیک استان خراسان به سه استان، و بنا به درخواست مسئولان ادارۀ کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی و به دلیل شناسایی آن در شهرستان شیروان به ادارۀ یادشده تحویل و منتقل شده است.
تصویر 1 و 2. نمای عمومی شجرهنامه در حال مرمت و آسیبزدایی در آزمایشگاه مرمت (مأخذ: نگارنده)